علاقه رهبر به آیت الله لاری
او از نوادگان آن مرحوم است كه كتاب «ولایت فقیه، زیربنای فكری مشروطه مشروعه» را بر اساس دیدگاههای فقهی و سیاسی مرحوم لاری به رشتهی تحریر درآورده است.
آیا از نكاتی كه حضرت آیتالله خامنهای دربارهی مرحوم لاری گفتهاند، خاطرهای در ذهن دارید؟
حضرت آیتالله خامنهای در سفرهای خود چه در زمان ریاست جمهوری و در زمان رهبری به استان فارس، همیشه دربارهی مرحوم سید عبدالحسین لاری نكاتی را گفتهاند. اما به دو خاطره اشاره میكنم:
در سفر آیتالله خامنهای در سال 1367 شمسی به جهرم، ایشان بر سر مزار آن مرحوم حاضر شدند و به قرائت فاتحهای پرداختند. در آنجا پلاكاردهایی از جملات و عبارات مرحوم لاری نظیر فتواهای ضد استعماری و ضد استكباری مرحوم لاری نصب شده بود.
ایشان با خواندن آنها فرمودند: رازی كه من را به مرحوم لاری علاقهمند میكند همین تعبیراتی است كه از ایشان موجود است.
در همان سال و پس از قبول قطعنامه از سوی ایران، قوای بعث حملهی مجددی را به ایران آغاز كردند كه در پی این حمله اعلام بسیج عمومی شد و بسیاری از ائمهی جمعه به جبهه رفتند. در آن زمان آیتالله خامنهای هم به جبهه آمدند. مرحوم سید حسین آیتاللهی نوهی مرحوم لاری كه آن زمان امام جمعهی جهرم بودند نقل میكند كه یك شب آیتالله خامنهای ما را برای شام دعوت كردند.
ما به محل اقامت ایشان رفتیم و شام را با هم صرف كردیم. بعد از صرف شام من به گمان اینكه ایشان احتمالاً حرفهایی با فرماندهان جنگ دارند و من نباید وقت ایشان را بگیرم بازگشتم كه ایشان دنبال من فرستادند و گفتند كه ما با شما این حرفها را نداریم و دربارهی جد ما (مرحوم لاری) پرسیدند كه بحث زیادی هم بین ما شد تا آنجا كه من خاطرهای را كه برادرم از پدرم شنیده بود برای ایشان نقل كردم.
ماجرا این بود كه یك روز مرحوم لاری میبیند كالسكهای در فیروزآباد فارس در حال حركت است. میپرسد این كالسكه چیست؟ مشخص میشود افراد سوار بر آن چند كاردار و سفیر خارجی و مستشار روس هستند.
به محض اطلاع از این موضوع حال ایشان به شدت منقلب میشود بهگونهای كه سه روز لب به غذا نمیزند و میگوید آن غیرت مسلمانی كجاست كه دشمن خارجی میتواند اینطور در كشور اسلامی به راحتی حركت كند؟
ایشان نقل میكند كه رهبری پس از شنیدن این ماجرا فرمودند «ای كاش یك جو غیرت این مرد بزرگ در میان برخی سران كشورهای اسلامی بود تا اینگونه تن به ذلت ندهند» و بعد فرمودند «فتوای آن مرحوم دربارهی اجناس خارجی با اینكه دهها سال پیش صادر شده اما هنوز زنده است و برای امروز ما راهگشا است و باید فراروی استقلال اقتصادی ما قرار گیرد.»
ماجرای قاب عكسی در اتاق ملاقات رهبر انقلاب
نصب قاب عكس در منزل یا در اتاق كار نمایش یك تعلق است. عكسی كه بر دیوار نصب میشود، عكسی كه در چهار گوشه یك قاب جا میگیرید و بر طاقچه اتاقی نصب میشود، حكایت از یك عاطفه دارد.
همواره پشت سر رهبر انقلاب، عكس امام خمینی رحمهالله و گاهی پرچم ایران وجود دارد اما چهاردهم شهریور سال 91 كه اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم با رهبر انقلاب دیداری داشتند، قاب عكسی روی قفسهی گوشهی اتاق قرار داشت كه در تصاویر منتشر شده جزئیات آن معلوم نبود. آن عكس را از نزدیك كه ببینید سید جلیلالقدری به نماز جماعت ایستاده است؛ عكسی قدیمی از امام جماعتی كه در حال قنوت است: آیتاللهالعظمی سید عبدالحسین لاری.
عالم مجاهدی كه از شاگردان مبرز میرزای شیرازی و یكی از پرچمداران مبارزه با استعمار بریتانیا بود. همان كسی كه در روزگار اشغال خشن و ظالمانهی فارس و بوشهر، توسط نظامیان و سیاستمداران انگلیسی، پرچم جهاد و مبارزهی با اشغالگران را برافراشت و اولین نمونهی كوچك ولی پر معنا از حكومت اسلامی را در این خطه تشكیل داد.
رهبر معظم انقلاب در لابه لای كلماتشان هرجا به مناسبتی اسمی از ایشان به میان آمده، همواره با بزرگی و عظمت از «آیتالله سیدعبدالحسین لاری» نام میبرند.
ایشان در جایی فرمودهاند: «مرحوم آقاسید عبدالحسین در نوع خودشان، یك روحانی بینظیرند؛ یعنی بنده شبیه ایشان را در بین روحانیون برجستهی دورههای خودمان سراغ ندارم! آن جنبهی علمی ایشان و آن جنبهی آگاهی فكری و سیاسی ایشان است.
از جنبهی علمی هم ایشان جهاد و تشكیل حكومت و سكه و تمبر و از این كارها داشتند. اینها چیزهایی است كه من نظیرش را تا زمان خودمان -یعنی تا زمان امام رضواناللهتعالیعلیه- واقعا در هیچ كس سراغ ندارم؛ با این عظمت مقام و شموخ آن مرتبه علمی و سیاسی و فرهنگی و آگاهی و شجاعت.»
این مرجع عظیمالقدر علاوه بر اعلام حكم جهاد در برابر استعمار پیر، در برابر زمینههای استعلای اقتصادی و در پاسخ به استفتائی پاسخ داده بود: «امروز آنچه از پول بلاد اسلامیه به بلاد خارجی میرود اعانت به اعداء دین و استعداد كفار استبرای ریختن خون اسلام و مسلمین؛ {پس} حرام است...»
این قاب عكس كه هدیهی یكی از نوادگان آیتالله لاری به رهبر انقلاب است، هنوز هم در همان اتاق و روی همان قفسه قرار دارد.