حدّ رفاه در نگاه اقتصادی اسلام چیست؟
لف - پس اسلام نه تنها با رفاه مخالفتی ندارد و برای آن نیز
حدّی قائل نیست، بلکه رسیدن به کمال که مستلزم برخورداری از رفاه هر چه
بیشتر است را توصیه و تأکید مینماید. از این رو توصیه شده از نعمات
مادی و معنوی خدا و از موهبات و عطایای او نهایت استفاده را به بهترین
شکل ببرید که به آن «شکر» گفته میشود.
شکر که در «شُکر زبانی» به یادآوری نعیم و نعمتهایش و نیز سپاسگذاری عابدانه از او تعبیر شده است، در مقام «شُکر عملی» یعنی استفاده صحیح از مواهب و نعمتهای الهی؛ و به همین دلیل بسیار موجب تأکید قرار گرفته است. تا آنجا که میفرماید: من نعمت را میدهم، خواهی شاکر باش و خواهی کفور – من هدایت عامه را میدهم، خواهی شاکر باش (هدایت شو) و خواهی آن را بپوشان (کافر شو) – من نعمت را میدهم، اگر شاکر باشید زیادش میکنم و اگر کفران نعمت کنی به عقوبتش دچار میشوید. یعنی همه چیز به چگونگی استفاده شما از نعمتها بر میگردد.
«وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» (إبراهیم، 7)
ترجمه: و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعاً عذاب من سختخواهد بود.
این معنا را در زندگی مادی خود به خوبی و مستمر تجربه میکنیم؛ هر کس از نعمتها و فرصتها (که آن هم نعمت است) درست استفاده کرد، زمینه را برای اخذ نعمتهای بیشتر مساعد کرد، ظرفیت پذیرش نعمات فزونتر را بیشتر کرد و رشد نمود؛ اما هر کس نعمتها را ضایع کرد، خودش بدبخت و پشیمان شد.
پس، رفاه ضروری است، حدّ و مرزی هم ندارد. اما هم تعریف دارد و هم رسیدن به آن سعی میطلبد و زحمت دارد.
رفاه یعنی فراهم گردیدن امکانات برای بروز استعدادها و تحقق آنها برای همگان، نه برای یک نفر؛ که به آن «رفاه اجتماعی» گفته میشود.
رفاه فردی، همان لذتجویی، خوشگذرانی و کامرانی مادی است که به قیمت ظلم به دیگران، پیدایش طبقات، عمق یافتن فاصله طبقاتی و تقسیم شدن جوامع انسانی به «فقیر و غنی» میگردد و منتج به این بدبختیها، فلاکتها، عقبافتادگیها و حتی جنگهای سرد و گرم و جنایات بیشمار کهخ در جامعه امروز بشری شاهد آن هستیم میگردد. و البته اثر سوء همه اینها به همان «مرفهین بیدرد» و اطرافیانشان نیز بر میگردد، هر چند که ختمالله شده باشند و خود نفهمد.
ب - پس، حرام خدا عِقاب دارد. نتیجه دنیویاش آثار سوء و تخریبی است که هم راه رشد را سدّ میکند و هم سبب ارتجاع و انحطاط انسان و انسانیّت میگردد و نتیجهی اخرویش نیز بیرون آمدن حقیقت کفر و ظلم میباشد که همان آتش و عذاب است.
اما «حلال خدا» نیز حساب دارد. در نظام هدفمند و حکیمانه خلقت، هیچ چیزی بیحساب نیست، اگر حساب نبود، نظم هم نبود و هدایت نیز نبود. حتی نفس کشیدن هم حساب دارد، چه رسد به چگونگی به دست آوردن و مصرف نعمات الهی.
برخی گمان میکنند که «حساب و کتاب»، حتماً برای عقوبت سخت است، لذا نتیجهی میگیرند که کسب مال حلال و استفاده بهینه از آن و برخورداری از نعمات الهی، لابد مذموم است و عقوبتی دارد، چرا که فرمود در حلالش نیز حساب است. در حالی که اصلاً چنین نیست، بلکه فرمود «حساب دارد»، نفرمود الزاماً عقوبت سخت هم دارد. بدیهی است حساب هر کس درست بود، پاداش هم دارد.
در همین امور اقتصادی دنیا توجه کنید. چه اقتصادی بدون حساب و کتابِ دقیق رشد کرده است؟! کدام اقتصاد [فردی یا اجتماعیِ] بیحساب و کتاب (در معیشت افراد یا اقتصاد دولتها) سقوط نکرده و به ورشکستگی نیانجامیده است؟! لذا فرمود: «در حلالش هم حساب دارد»، یعنی دقت کن که برای به دست آوردن مال حلال تلاش درستی داری یا نه؟ چگونه به دست میآوری؟ و پس از به دست آوردن چگونه مصرف میکنی و چرا؟
ج - بدیهی است که «رفاه فردی» بدون برخورداری از «رفاه اجتماعی» به دست نمیآید و پایدار نیز نمیماند. حال همین «حساب» را تعمیم بدهید به سطح جامعه. از اموال عمومی گرفته تا اقتصاد عمومی یا همان چگونگی چرخه اقتصاد. لذا هم افراد مسئول میشوند و هم مجلسها و هم دولتها. همه باید حساب و کتاب درستی داشته باشند. حتی در کسب و مصرف مال حلال. همه در مقابل نعمات الهی مسئول هستند و بدیهی است که مسئول باید حساب بدهد و اگر حساب و کتابی در کار نباشد، مسئولیت بیمعنا خواهد بود. مسئولیت، یعنی مورد سؤال قرار گرفتن. یعنی مجبور بودن به پاسخگویی:
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولً» (الإنسان، 36)
ترجمه: و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن (بر آن ایستادگی نکن) زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد. (مسئول هستند).
پس مال حلال نیز حساب خواهد داشت.
شکر که در «شُکر زبانی» به یادآوری نعیم و نعمتهایش و نیز سپاسگذاری عابدانه از او تعبیر شده است، در مقام «شُکر عملی» یعنی استفاده صحیح از مواهب و نعمتهای الهی؛ و به همین دلیل بسیار موجب تأکید قرار گرفته است. تا آنجا که میفرماید: من نعمت را میدهم، خواهی شاکر باش و خواهی کفور – من هدایت عامه را میدهم، خواهی شاکر باش (هدایت شو) و خواهی آن را بپوشان (کافر شو) – من نعمت را میدهم، اگر شاکر باشید زیادش میکنم و اگر کفران نعمت کنی به عقوبتش دچار میشوید. یعنی همه چیز به چگونگی استفاده شما از نعمتها بر میگردد.
«وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» (إبراهیم، 7)
ترجمه: و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعاً عذاب من سختخواهد بود.
این معنا را در زندگی مادی خود به خوبی و مستمر تجربه میکنیم؛ هر کس از نعمتها و فرصتها (که آن هم نعمت است) درست استفاده کرد، زمینه را برای اخذ نعمتهای بیشتر مساعد کرد، ظرفیت پذیرش نعمات فزونتر را بیشتر کرد و رشد نمود؛ اما هر کس نعمتها را ضایع کرد، خودش بدبخت و پشیمان شد.
پس، رفاه ضروری است، حدّ و مرزی هم ندارد. اما هم تعریف دارد و هم رسیدن به آن سعی میطلبد و زحمت دارد.
رفاه یعنی فراهم گردیدن امکانات برای بروز استعدادها و تحقق آنها برای همگان، نه برای یک نفر؛ که به آن «رفاه اجتماعی» گفته میشود.
رفاه فردی، همان لذتجویی، خوشگذرانی و کامرانی مادی است که به قیمت ظلم به دیگران، پیدایش طبقات، عمق یافتن فاصله طبقاتی و تقسیم شدن جوامع انسانی به «فقیر و غنی» میگردد و منتج به این بدبختیها، فلاکتها، عقبافتادگیها و حتی جنگهای سرد و گرم و جنایات بیشمار کهخ در جامعه امروز بشری شاهد آن هستیم میگردد. و البته اثر سوء همه اینها به همان «مرفهین بیدرد» و اطرافیانشان نیز بر میگردد، هر چند که ختمالله شده باشند و خود نفهمد.
ب - پس، حرام خدا عِقاب دارد. نتیجه دنیویاش آثار سوء و تخریبی است که هم راه رشد را سدّ میکند و هم سبب ارتجاع و انحطاط انسان و انسانیّت میگردد و نتیجهی اخرویش نیز بیرون آمدن حقیقت کفر و ظلم میباشد که همان آتش و عذاب است.
اما «حلال خدا» نیز حساب دارد. در نظام هدفمند و حکیمانه خلقت، هیچ چیزی بیحساب نیست، اگر حساب نبود، نظم هم نبود و هدایت نیز نبود. حتی نفس کشیدن هم حساب دارد، چه رسد به چگونگی به دست آوردن و مصرف نعمات الهی.
برخی گمان میکنند که «حساب و کتاب»، حتماً برای عقوبت سخت است، لذا نتیجهی میگیرند که کسب مال حلال و استفاده بهینه از آن و برخورداری از نعمات الهی، لابد مذموم است و عقوبتی دارد، چرا که فرمود در حلالش نیز حساب است. در حالی که اصلاً چنین نیست، بلکه فرمود «حساب دارد»، نفرمود الزاماً عقوبت سخت هم دارد. بدیهی است حساب هر کس درست بود، پاداش هم دارد.
در همین امور اقتصادی دنیا توجه کنید. چه اقتصادی بدون حساب و کتابِ دقیق رشد کرده است؟! کدام اقتصاد [فردی یا اجتماعیِ] بیحساب و کتاب (در معیشت افراد یا اقتصاد دولتها) سقوط نکرده و به ورشکستگی نیانجامیده است؟! لذا فرمود: «در حلالش هم حساب دارد»، یعنی دقت کن که برای به دست آوردن مال حلال تلاش درستی داری یا نه؟ چگونه به دست میآوری؟ و پس از به دست آوردن چگونه مصرف میکنی و چرا؟
ج - بدیهی است که «رفاه فردی» بدون برخورداری از «رفاه اجتماعی» به دست نمیآید و پایدار نیز نمیماند. حال همین «حساب» را تعمیم بدهید به سطح جامعه. از اموال عمومی گرفته تا اقتصاد عمومی یا همان چگونگی چرخه اقتصاد. لذا هم افراد مسئول میشوند و هم مجلسها و هم دولتها. همه باید حساب و کتاب درستی داشته باشند. حتی در کسب و مصرف مال حلال. همه در مقابل نعمات الهی مسئول هستند و بدیهی است که مسئول باید حساب بدهد و اگر حساب و کتابی در کار نباشد، مسئولیت بیمعنا خواهد بود. مسئولیت، یعنی مورد سؤال قرار گرفتن. یعنی مجبور بودن به پاسخگویی:
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولً» (الإنسان، 36)
ترجمه: و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن (بر آن ایستادگی نکن) زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد. (مسئول هستند).
پس مال حلال نیز حساب خواهد داشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 12:50 توسط ولی الله باقری
|