بيچاره نيروهاي تازه وارد گردان .تمام بلاهايي را كه قبلا قديمي تر ها سر ما اورده بودند ما روي انها پياده مي كرديم. دو كلمه كه مي خواستند حرفي بزنند و چيزي بگويند از هر طرف محاسره مي شدند كه ،شما صحبت نكن، جزو امار نيستي. هنوز اسمت را به اشپزخانه نداده اند و در واقع از سهميه ما استفاده مي كني .بنده هاي خدا تا بخواهند راه بيفتند ودر مقابل اين برخورد ها ضد ضربه بشوند پوست مي انداختند .