ب – چنان چه بیان گردید، انسان به دنبال محبوب می‌رود و نه معلوم. به دنبال چیزی می‌رود که آن را دوست دارد، حتی اگر چه بداند به ضرر اوست. لذا خداوند متعال می‌فرماید: به جای خدا چیزهای دیگری را هدف می‌گیرند، آنها را دوست دارند مانند دوست داشتن خدا.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ» (البقره، 165)
ترجمه: و برخى از مردم در برابر خدا همانندهايى [براى او] برمى‏گزينند و آنها را دوست می‌دارند چون دوست داشتن خدا، ولى كسانى كه ايمان آورده‏اند شدت محبت‌شان به «الله» است، كسانى كه [با برگزيدن بتها به خود] ستم نموده‏اند اگر مى‏دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو[ها] از آن خداست و خدا سخت‏كيفر است.

ج –
هر چرا انسان هدف، معشوق و محبوب خود بگیرد، آن می‌شود «إله» انسان و بالتبع انسان عبد و مطیع او می‌گردد. خواه بت‌های گِلی و چوبی باشند مانند لات و عزّی یا بت‌های متعددی که اکنون مورد پرستش بودایی‌ها و هندوها و سایر بت‌پرستان است، خواه گوساله پرستی به سبک قدیم سامری باشد و یا گوساله‌های طلاکاری شده و فریبنده و گوساله‌پرستی‌های مُدرن (مثل عشق به ثروت، پول و طلا)، خواه «ایسم»ها باشند یا حتی هوای نفس.
آری انسان خدا را می‌شناسد، اما خواهش‌های نفسانی را بیشتر دوست دارد، لذا در جهت جلب رضایت نفس حرکت می‌کند و نه جلب رضایت الهی و نفس راه ورودی‌های بصیرت‌زا، تعقل و فهم قلبی را بر او می‌بندد:

«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ» (الجاثیه، 23)
ترجمه: پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر ديده‏اش پرده نهاده است، آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت‏خواهد كرد آيا پند نمى‏گيريد؟!

نوع انسان مایل به منافع زودرس، محسوس و حتی زودگذر است، مگر آن که تعقل، تفکر، تعمق، تأمل و بصیرت خود را به کار اندازد. این دوست داشتنِ فایده‌ی ظاهری و زودرس، سبب می‌شود که انسان به بهره‌ای قلیل از متاع دنیا قناعت کند و بابتش سرمایه‌ای کلان و ابدی را هزینه کند:

«إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقيلاً» (الإنسان، 27)
ترجمه: بي‌گمان اينان بهره‏ى زود و گذرا [دنيوى] را دوست دارند و روزى سنگين را كه در پيش دارند، رها مى‏كنند.

د – در نهایت چنان چه در ابتدا بیان شد، همه چیز به ایمان قلبی که ثمره‌اش «محبّت» است بر می‌گردد و محبت هر چیزی غیر از خدا، محبّت دنیاست. لذا محبّت دنیا، [به شکلی که هدف و اصل باشد، نه در طول محبت خداوند کریم]، چه در کلام وحی و چه در احادیث و روایات ریشه‌یهمه گناهان بر شمرده شده است:
حضرت رسول اعظم (ص) فرمودند: «حُبُّ‌الدُّنیا رَأسُ کلّ خَطیئة» - محبت دنیا ریشه‌ی همه‌ی گناهان است.
از امام صادق علیه‌السلام نیز سؤال می‌کنند: آیا «حُبّ و بُغض» - دوست داشتن و بد آمدن – جزو ایمان است؟ ایشان می‌فرمایند: اصلاً ایمان چیزی به جز « حُبّ و بُغض » نیست. حبّ لِله و بغض لِله. (اصول کافی، ج1).