«إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ» (الحج،)
ترجمه: بى ‏گمان خدا كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته (عمل صالح) كرده‏اند به باغ‌هايى درمى‏آورد كه از زير [درختان] آن رودبارها روان است ‏خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد.

«فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» (الحج، 50)
ترجمه: پس آنان كه گرويده و كارهاى شايسته (عمل صالح) كرده ‏اند آمرزش و روزى نيكو براى ايشان خواهد بود.

«الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ» (الرعد، 29)
ترجمه: كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته (عمل صالح) كرده‏اند خوشا به حالشان و خوش سرانجامى دارند.

حق و مصلحت در صدر اسلام:
اگر پیامبر اکرم (ص) هجرت نمودند، حق و عمل صالح همان بود - اگر صلح حدیبیه را پذیرفتند، حق و مصلحت همان بود – اگر مکه را بدون هیچ جنگی فتح کردند، حقوق و مصلحت همان بود و اگر خانه ابوسفیان کافر و ظالم را خانه امن اعلام کردند، حق و مصلحت همان بود.
اگر حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام در رکاب پیامبر اکرم (ص) شمشیر زدند، اگر شمشیر غلاف کرده و حتی مقابل ظلم به خویش و همسرشان از نیام نکشیدند، اگر 25 سال سکوت کردند، اگر به رغم آن که حکومت‌های خلفا را بر حق ندانسته به آنها برای اداره بهتر مشورت دادند، اگر در جنگ‌های تحمیلی صفین، جمل و نهروان دوباره آن شمشیر را بیرون کشیدند، همه عین حق و عین مصلحت اسلام و مسلمین بود. و سایر معصومین (ع) نیز همین‌طور.
آن مصلحتی که مذموم است، رفتارهای فرصت‌طلیانه (اُپورتونیستی) با سمت و سوی منافع شخصی و نفسانی است که به دروغ نامش را «مصلحت» گذاشتنه‌اند. چرا که نه به مصلحت شخص است و نه به مصلحت جامعه؛ نه این که اصل «مصلحت اندیشی»، «مصلحت بینی» و «عمل به مصلحت» بد و مذموم باشد، بلکه ایجاب عقل، ایمان و شعور این است که انسان مصلحت را درست تشخیص داده و به مصلحت عمل نماید.