تو می آیی
و شهیدان نیز باز میگردند و آوینی روایت میکند

فتح نهایی را...

معنای" انتظار" را باید از مادر شهید گمنام پرسید
 ما چه می فهمیم دلتنگی غروب جمعه را...

گمنامی تنها برای شهرت پرستان درد آور است ، وگرنه همه اجرها در گمنامیست.
محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند . . .

در سینه‌ام دوباره غمی جان گرفته است         « امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است »
تا لحظه‌ای پیش دلم گور سرد بود                  اینک به یمن یاد شما جان گرفته است    

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند
ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم
غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .

خوشا آنان که با عزت ز گیتی      بساط خویش برچیدند و رفتند
   ز کالاهای این آشفته بازار          شهادت را پسندیدند و رفتند . . .

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است    چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است
        روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش             عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .     

ای دوست به حنجر شهیدان صلوات """ بر قامت بی سر شهیدان صلوات

یاران سید شهداء یادتان بخیر
ای کشتگان راه خدا یادتان بخیر
صدها قلم به دست مورخ شکسته باد
ننگارد از حدیث شما یادتان بخیر

نثارشون صلوات