آیا در مقوله امر به معروف و نهی از منکر، تذکر لسانی وظیفهی هر مسلمانی هست؟
ب- اما زنان و مردان منافق صفت، به رغم شبیهسازی ظاهر خود به یک انسان فهیم و مدنی، یک دیگر و مردم را «امر به منکر» و «نهی از معروف» مینمایند. لذا کافرند، دشمناند، بدخواه هستند، اما به خاطر همین تفاوت ظاهر و باطن و دو رویی، منافق خوانده شدند.
«الْمُنَافِقُونَ و َالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ
يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ و
َيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ
الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»
ترجمه: مردان و زنان دو چهره [همانند] يكديگرند، (همدیگر و دیگران را)
به كار ناپسند وا مى دارند و از كار پسنديده باز مى دارند و دستهاى
خود را [از انفاق و کار خیر برای مردم] فرو مى بندند، خدا را فراموش
كردند پس [خدا هم] فراموششان كرد در حقيقت اين منافقاناند كه
فاسقانند.
ج- پس، احدی نیست که «امر و نهی» معبودش را نپذیرد و با اعمال خود به دیگران «امر و نهی» ننماید. منتهی هر کس در راه رضای معبود خویش گام بر میدارد. آنان که عبد و عاشق «الله جلّ و جلاله» هستند، دیگران را به حفظ و ردّ امانت به اهلش و نیز قضاوت عادلانه امر میکنند، چرا که معبودشان به آنها چنین امر و موعظه کرده است:
«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى
أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ
بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ
سَمِيعًا بَصِيرًا» (النساء، )
ترجمه: خدا به شما فرمان مى دهد كه سپرده ها را به
صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى مى كنيد به عدالت داورى
كنيد در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند مى دهد خدا
شنواى بيناست.
اگر دقت کنیم، درک نموده و اذعان خواهیم داشت که همه ناهنجاریها در
زندگی فردی و اجتماعی، به خیانت در امانت و عدم واگذاری آن به اهلش و
نیز قضاوت و حکومت (صدور و اِعمال حکم) ناعادلانه بر میگردد.
از ولایت که اعلی مرتبه است گرفته تا بدن که اسفل مراتب است، همه امانت
است و صاحبی دارد که باید سالم به آن واگذار شده و برگردد تا رشد فردی
و اجتماعی محقق شود؛ و هر تصرف نا به جایی هم که صورت میگیرد و هر
اعوجاجی که در ذهن و موضعگیریها پیش میآید، به خاطر قضاوتها و صدور
احکام ناصواب است.
و آنان که منافقانه خود را به شکل انسان و آن هم انسانی مدنی، فکور،
خیرخواه و آگاه در میآورند و مردم را به بدی و فحشا امر میکنند نیز
به این دلیل است که معبودشان «شیاطین درونی و برونی» آنان را چنین امر
کرده است:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلًا طَيِّبًا
وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ
مُّبِينٌ * إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشَاء وَ أَن
تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (البقره، 168)
ترجمه: اى مردم از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه
را بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست *
[او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى دهد و [وامىدارد] تا بر خدا
چيزى را كه نمى دانيد بربنديد.
باید دقت شود که «امر به معروف و نهی از منکر»، نصحیت، موعظه، گوشزد یا تذکر نیست، بلکه «امر و نهی» است. امر و نهی حتماً قوهی قاهره میخواهد. حکومتها و دولتها با ابزاری چون قانون، پیگرد، محاکمه و مجازات آن را اِعمال میکنند و افراد باید با «لسان یا بیان» آن را اِعمال کنند، اما اینها شیوه است و نه شروط. و امر به معروف و نهی از منکر، شروطی هم دارد.
بدیهی است وقتی کسی به پسر یا دختر خاطی تذکری میدهد، اگر چه در نهایت امر به معروف و نهی از منکر هم محسوب میگردد، ولی واقعش همان «تذکر» است و نه امر یا نهی. و از شروط امر و نهی این است که اولاً امر و نهی کننده، خودش واقف و عامل باشد و ثانیاً قدرت این کار را داشته باشد و ثالثاً احتمال تأثیر نیز بدهد. بدیهی است اگر در جایی متوجه شد که نه تنها تأثیر ندارد، بلکه نتیجه سوء نیز به بار میآورد، از شیوه و روش دیگری استفاده میکند. به عنوان مثال در مقابل بدحجابی، توجه و نگاه گویای رضایت و لذت، خودش «امر به منکر» و تشویق کننده است، لذا در مقابل آن، بیتوجهی، بیمحلی و نشان دادن عدم پسند و رضایت، خودش بازدارنده است