بی‌خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تَقَل

مست ریاست محتسب باده بده و لا تَخَف

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد

پاردمش دراز باد آن حیوان خوش عَلَف

د – نکته مهم‌تر آن که خروج فرزند ناصالح از خانواده صالح و بالعکس که به مثابه «يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»، یعنی خارج کردن زنده از مرده و مرده از زنده می‌باشد، خود گواه و دلیل محکمی بر نقش اختیار و بالتبع انتخاب است. چرا که هر چند شرایط محیطی و جانبی آثاری قطعی داشته و حالاتی را تحمیل می‌کنند، اما در عین حال اختیار و امکان مالکیت و تسلط بر خود، از هیچ کس سلب نمی‌گردد. از این رو مکرر شاهدیم که مثلاً دختر یا پسری در یک خانواده مسلمان و حتی مؤمن، غرب‌زده، لاابالی و فاسد می‌گردد و متقابلاً یک دختر یا پسر آلمانی، فرانسوی یا امریکایی که در خانواده‌ای کاملاً بی‌دین و بی‌تقید به دنیا آمده و یا اگر خانواده‌ی سالمی داشته، در هر حال با اسلام آشنایی نداشته و در جامعه‌ای کاملاً فاسد رشد کرده است، با انتخاب خود اسلام ناب را پذیرفته و مکتب اهل بیت (ع) روی می‌آورد.