الف – نگاه اسلام به زن نه مانند اعراب وحشی و غالب امم قبل از اسلام است و نه مانند غرب وحشی و غالب ملل عصر لیبرال دموکراسی. اسلام برای زن (و هم چنین مرد) حرمت، ارزش و جایگاه شخصی و اجتماعی قائل است، لذا از زن خواسته که با نمایش بدن، نازک کردن صدا، عشوه و غمزه و هر کاری که موجب تحریک شهوت می‌شود، خود را رایگان در اختیار عموم قرار ندهد و به ابزار سوء استفاده‌های اقتصادی و جنسی مبدل نگردد.

ب – اسلام از مرد خواسته که گمان نکند تمیزی، آرایش و زیبایی فقط مختص زنان است، بلکه خود را تمیز کند، آرایش نماید، خوشبو سازد و وزین در خانه و جامعه حاضر شود و از مهم‌ترین شاخصه‌های جذبه و وزانت مردانه این است که صورت، بدن و پوشش خود را شبیه زنان نسازد. لذا از تراشیدن ریش از تَه، به گونه‌ای که پوست صورت مانند پوست صورت زنان صاف شود و صدق ریش ننماید، پرهیز داده است.

ج – نه اسلام مطلق موسیقی را حرام کرده است و نه روانشناسان هر سر و صدایی را موسیقی قلمداد کرده و آن را مفید بر شمرده و به شنیدن آن توصیه می‌کنند. اتفاقاً از یک سو بسیاری از علمای اسلام متبحر در علم موسیقی بودند و از سویی دیگر تحقیقات و تألیفات مضرات موسیقی نامطلوب بر روان و اعصاب انسان و اثر تخریبی‌اش در زندگی فردی و اجتماعی در غرب به مراتب بیش از جهان اسلام است.

د – اسلام نفرموده است که در هیچ جمعی حاضر نشوید چون ممکن است غیبت شود و شما نیز خواسته و ناخواسته به گناه بیافتید، این که دروغ محض است. هیچ دین و مکتبی به حد اسلام اجتماعی نیست. بلکه فرموده است: اولاً تجمعات خود را سالم، مفید و کمال‌بخش نمایید، ثانیاً در هر تجمعی حاضر نشوید، چرا که انسان از محیط شکل می‌گیرد؛ ثالثاً اگر در جمعی حاضر شدید که در آن معصیت (غیبت، تهمت، افترا، فسق، فجور و ...) می‌شد، سعی کنید آنان را متذکر شده و اصلاح نمایید و از انحراف، یاوه‌گویی، حرف مفت، توطئه، فتنه، فسق و فجور پرهیز دهید و  اگر نپذیرفتند و لجاج کردند، شما با آنها جمع نشوید و از آنها مباشید.

خداوند متعال می‌فرماید، برخی از مردم تاجر حرف بیهوده و مشتری حرف مفت هستند. حرف‌هایی که هیچ دلیل عقلی و علمی ندارد و بالتبع نتیجه‌ای جز ایجاد اعوجاج، انحراف و اختلاف ندارند، شما دنبال این حرف‌ها نروید. آیا این توصیه‌‌ای متعالی در تعلیم و تربیت فردی و اجتماعی نیست؟ و البته خداوند متعال خود در ادامه همین آیه می‌فرماید: عده‌ای نیز هستند که چون این آیات را می‌شنوند، با نخوت و تکبر تمام روی بر می‌گردانند.

«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ * وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» (لقمان، 6 و 7)

ترجمه: و برخى از مردم كسانى‏اند كه سخن بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بى[هيچ] دانشى از راه خدا گمراه كنند و [راه خدا] را به ريشخند گيرند براى آنان عذابى خواركننده خواهد بود * و چون آيات ما بر او خوانده شود با نخوت روى برمى‏گرداند چنان كه گويى آن را نشنيده [يا] گويى در گوش‌هايش سنگينى است پس او را از عذابى پر درد خبر ده.