از تفاوت‌های اصلی دنیا و آخرت این است که آن روز و آنجا همه اسرار بیرون ریخته می‌شود. یکی از اسامی قیامت «یوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ – روز بیرون ریخته شدن پنهانی‌ها» می‌باشد.

در این دنیا نه تنها مؤمن و کافر، صالح و مفسد، سالم و مجرم و ... همه یک شکل هستند، بلکه چه بسا قیافه، پوشش یا ظواهر انسان‌های مجرم بسیار آراسته‌تر هم باشد. چنان چه شاهدیم سران کفر، ظلم، فساد و جنایت همه ظواهری آراسته‌تر از مظلومین دارند. در این دنیا شاکی و متشاکی و قاضی همه یک شکل هستند، اما در قیامت نقش و تأثیر جرم در صورت و شکل مجرمین پدیدار است:

«یعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ فَیؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالْأَقْدَامِ» (الرحمن، 41)

ترجمه: تبهكاران از سیمایشان شناخته مى‏شوند و از پیشانى و پایشان بگیرند.

ج – اسناد و شاهدین:

سند و شاهد، دو محور بسیار مهم برای اثبات وقوع یا عدم وقوع جرم است.

سند هر چیزی می‌تواند باشد، مثلاً در قتل از آلت قتاله گرفته تا اثر انگشت یا دی‌ان‌ای یا عکس و فیلم و ... همه سند هستند و شاهد نیز کسی است که گواهی به دیدن مستقیم خود می‌دهد و نه به دانستن.

در محاکمات دنیا پنهان کردن سند، جعل سند، سوء استفاده از سند و ...، ممکن است، اما در آخرت این اسناد اوراق محضری نیستند که قابل اختفا یا جعل باشند، بلکه عین واقعیاتی می‌باشند که به همراه افراد هستند و شاهدین نیز نمی‌توانند غیبت کرده یا شهادت دروغ بدهند، مضافاً بر این که در آخرت زبان دروغگو بسته می‌شود و اعضا و جوارح دست و پا نیز علیه مجرم شهادت داده و اقرار می‌کنند:

«الْیوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَیدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا یكْسِبُونَ» (یس، 65)

ترجمه: امروز بر دهان‌هاى آنان مهر مى‏نهیم و دست‌هایشان با ما سخن مى‏گویند و پاهایشان بدانچه فراهم مى‏ساختند گواهى مى‏دهند.

مجرم از این حال تعجب می‌کند، چرا که در دنیا اعضا و جوارح در کنترل خودش بودند، اما اکنون نه تنها از کنترل خارج شده، بلکه سخن هم می‌گویند. لذا با تعجب از اعضای خود می‌پرسند شما چگونه به سخن آمده و علیه ما شهادت می‌دهید؟!

«وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَینَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ كُلَّ شَیءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ»

ترجمه: و به پوست [بدن] خود مى‏گویند چرا بر ضد ما شهادت دادید مى‏گویند همان خدایى كه هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى‏شوید.

د – قاضی:

البته تفاوت‌های بسیاری بین دادگاه‌های دنیا که توسط ما مردم برگزار می‌شود با دادگاه عدل الهی وجود دارد و از جمله مهمترین این تفاوت‌ها این است که در دادگاه دنیا به قول معروف «قاضی جاهلی است بین دو عالم». یعنی شاکی و متشاکی هر دو از حقیقت موضوع خبر دارند، اما قاضی تنها بی‌خبر این دادگاه است که باید با استماع ادعاهای طرفین، اسناد، شهود و ... به علمی برسد، اما در آخرت، قاضی خود عالم به آشکار و نهان است:

«وَهُوَ اللّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الأَرْضِ یعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَیعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ»  (الأنعام، 3)

ترجمه: و او در آسمان‌ها و زمین خداست نهان و آشكار شما را مى‏داند و آنچه را به دست مى‏آورید [نیز] مى‏داند.

در محاکم دنیوی، قاضی شاهدین را به جایگاه احضار می‌کند تا خودش علم حاصل کند. اما در قیامت شاهدین احضار می‌شوند تا بر خودشان اتمام حجت شود، مضافاً بر این که قاضی خودش شاهد است و شاهد جرم خودش داور و قاضی است. لذا امیرالمؤمنین علی علیه السلام تذکار می‌دهند که عالم محضر خداست، او شاهد سر و نهان است، پس در آخرت شاهد خودش داور، قاضی و حاکم دادگاه است:

امام علی علیه السّلام: إتَّقُوا مَعَاصِی اللّهِ فِی الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم؛

ترجمه: دوری و اجتناب كنید از معصیت‌های إلهی، حتّی در پنهانی، پس به درستی كه شاهد خودش حاکم (دادگاه) است. (نهج البلاغه ابن عبده، ج 3، ص 324)

ﻫ - بخشش ممکن است، اما تبرئه‌ای در کار نیست:

پس، در قیامت هیچ کس به خطا متهم نمی‌شود که با دفاعیات تبرئه گردد و مجرم نیز راه فراری ندارد. لذا بخشش به هر دلیل و بهانه‌ای بسیاری از جرم‌ها و مجرمین را شامل می‌گردد، اما تبرئه‌ای وجود نخواهد داشت. از این رو مجرمین با دیدن حقایق عملکرد سوء خود و نیز با دیدن جهنم و باور کردن آن، کاملاً از هر گونه بهانه و فراری ناامید می‌شوند:

«وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ» (الروم، 12)

ترجمه: و روزى كه قيامت برپا شود مجرمان نوميد مى‏گردند.