در حالتی که اقتصاد در شرایط تعادل در نظر گرفته شود، بدین صورت که نهادهای اقتصادی و اجتماعی در جایگاه خود، مسئولیت‌های خود را بر اساس قانون و به درستی انجام دهند، می‌توان گفت افراد در آن جامعه با کسب درآمد در جامعه و مصرف یا پس انداز درآمد، رفاه خود را افزایش می‌دهند. بدین صورت که افراد درآمد حاصل از کار و سرمایه انسانی خود را مصرف یا پس انداز کرده و از این طریق مطلوبیت خود را افزایش می‌دهند. حال در صورتی که اقتصاد در شرایط تعادل قرار نداشته باشد و نهاد‌های اقتصادی و اجتماعی وظایف خود را به درستی انجام ندهند، در این حالت در آن جامعه نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی هر روز افزایش پیدا کرده و با افزایش توزیع درآمد نادرست در جامعه رفاه افراد کاهش پیدا می‌کند.

اشرافی­گری را می‌توان به نوعی استفاده از کالاهای لوکس و تجملی دانست. اشرافی­گری را شاید بتوان متعلق به گروه خاص یا طبقه خاصی از جامعه دانست، اما بر اساس ماهیت کالای لوکس و طبقات جامعه و سطح درآمدی افراد، می‌توان کالایی را در آن سطح درآمد فرد، لوکس یا مخالف آن پست نامید؛ زیرا کالای لوکس در هر طبقه از جامعه معنا و مفهوم خاص خود را دارا است. می‌توان گفت اشرافی­گری و لوکس­گرایی حال در هر نوع و سطحی از درآمد فرد یا خانوار به نوعی می‌تواند زیان‌بار باشد. این موضوع را باید قبول کرد که این نوع نگاه بر رفتار مصرفی بیشتر در سطح درآمدی بالا و طبقات بالای جامعه رخ می‌دهد. در این طبقات در اکثر موارد لوکس­گرایی و در حالتی دیگر اسراف زمانی رخ می‌دهد که افراد دچار حرص خرید، مصرف تقلیدی و خودنمایانه و مصرف عادتی شده‌اند. این امر باعث از دست رفتن بسیاری از منابعی می شود که در جامعه‌ می‌تواند باعث افزایش نرخ اشتغال، از طریق سرمایه‌گذاری این منابع در صنایع، زیرساخت‌های اقتصادی و بنگاه‌های اقتصادی شود و از این طریق رشد اقتصادی جامعه افزایش یابد. در ایران این موضوع به راحتی قابل مشاهده است، بدین صورت که شرایط تورمی و نبود محیط لازم برای کسب‌وکار باعث شده است فاصله طبقاتی و ریزش خانوارها و افراد به زیر خط فقر هر روز افزایش پیدا کند. با به وجود آمدن فاصله طبقاتی ­­­_ بیشتر در طبقات بالای جامعه_ افراد به سرمایه و ثروت‌های زیادی دست پیدا می‌کنند که باعث افزایش روحیه اشرافی­گری و لوکس­گرایی در این افراد می‌شود. به زبان ساده می‌توان گفت در این شرایط افراد غنی، غنی‌تر می‌شوند و افراد فقیر، فقیرتر می‌شود. در این شرایط است که با نبود مدیریت صحیح و کنترل این وضعیت تقاضا برای کالاهای لوکس در طبقات بالای جامعه افزایش پیدا می‌کند که در بیشتر موارد این اقلام مصرفی جزء اقلام ضروری و اساسی نیستند و بدین ترتیب باعث افزایش واردات و مصرف منابع مالی کشور برای واردات این نوع کالاها می‌شود. در این شرایط منابعی که می‌توانست در تولید و آبادانی کشور مورد استفاده قرار گیرد، به هدر می‌رود. موارد بسیار زیاد دیگری را می‌توان در این شرایط بررسی کرد که باعث افزایش وابستگی به کالاهای غیرضروری خارجی می‌شود که می‌توان گفت علاوه بر اینکه این شرایط برای اقتصاد کشور، مفید نیست بلکه زیان‌بار نیز هست. بدین صورت هنگامی که پس­اندازها و سرمایه‌گذاری این پس‌اندازها مورد استفاده درست قرار نگیرند، شکوفایی صنایع، افزایش اشتغال و در نهایت رشد اقتصادی که منجر به افزایش رفاه جامعه می‌شود، از بین می‌رود.

از بعدی دیگر می توان به این موضوع پرداخت، بدین صورت که اگر روحیه­ی زیادی­خواهی فرد را قبول کنیم، هنگامی که در طبقات بالای جامعه، اشرافی­گری و اسراف وجود داشته باشد، فساد مالی در نهادهای تولیدی، اجرایی و به نوعی در تمام مراحل و کنش‌های اقتصادی افزایش پیدا می‌کند. بر همین اساس افراد برای رسیدن به این شرایط و طبقات بالادست خود حاضر به هر نوع فسادی هستند. یکی دیگر از مواردی که در این شرایط و محیط اجتماعی رخ می‌دهد افزایش جرایم اخلاقی و ناهنجاری‌های اقتصادی است. در هر دو مورد ذکرشده در بالا، مشاهده می‌شود هنگامی که فسادهای مالی و اقتصادی در جامه افزایش پیدا کند، علاوه بر اینکه بخشی از سرمایه موجود در جامعه به هدر می‌رود، بلکه در حالتی که جرایم اخلاقی و ناهنجاری‌های اقتصادی نیز افزایش یابد، هزینه‌هایی که می‌توانست صرف ساخت زیرساخت‌ها و کالاهای عمومی شود صرف امنیت و کاهش این ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شود.

در پایان لازم است به موضوع فرهنگی، مصرف‌گرایی و مصرف تقلیدی که جزئی از اسراف است پرداخت، بدین صورت که با استفاده از وسیله‌های موجود در هر جامعه‌ای، افراد را از شرایطی که به این نوع مصرف و نگاه می‌رسند، آشنا کرد؛ زیرا اسراف و اشرافی­گری می‌تواند نوعی فرهنگ به حساب آید و باعث زیان‌های زیادی در هر جامعه و کشوری شود که بر اساس توضیحات بالا باعث کاهش تولید داخلی و اشتغال و افزایش هزینه‌های اجتماعی می‌شود.