به عنوان مثال ایشان در زمینه سیاست خطاب به رؤسای جمهور و دیگرمسئولین ، نکات و تذکرات ارزنده ای فرموده اند که اگر بزرگواران عرصه سیاست ،این کتاب و فرمایشات حضرت امام را سر لوحه کارهای خویش قرار دهند ،برای کشورمان هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و کشور به نحو احسن اداره خواهد شد و در صورت بروز مشکلات و حوادث ناخواسته میتوانند با درایت ،آنها را حل کنند و به اوضاع کشور سر و سامان بدهند؛ اگر بخواهیم تمام دوره های ریاست جمهوری از زمان بنی صدر تا کنون را در نظر بگیریم هر دوره نقاط ضعف وقوت مختص به خود را داشت که اگر رؤسای وقت در مسند ریاست جمهوری در هنگام بروز مشکلات به صحیفه امام رجوع میکردند و مشکلات را بر اساس گفته های امام حل و کشور را مطابق سخنان ایشان اداره می شد به هیچ مشکل لاینحل بر نمی خوردند.

در عین حال موضوع مسلم و بدیهی در کشور ما این است که لازمه اداره مدبرانه امورات در جمهوری اسلامی توجه خاص و بهره گیری از تذکرات و گوشزدهای امام خمینی (ره ) در خصوص اداره حکومت اسلامی است ، ایشان هدف از نهضت اسلامی را اینگونه بیان میکنند:"

ما تا حالا كه اين جمهورى اسلامى را، همه شماها زحمت كشيديد و همه قشرهاى ملت متحد شدند با هم و خونها را دادند و زحمتها كشيدند و زجرها كشيدند و اين سد را شكستند و رأى به جمهورى اسلامى هم دادند، اين براى اين نبود كه فقط حريف را از ميدان در بكنند و خودشان به جاى او بنشينند، اين براى اين بود كه يك رژيم فاسد را تبديل كنند به يك رژيم صحيح، رژيم عادل. كه وقتى رژيم عادل تحقق پيدا كرد و احكام اسلام آن طورى كه بايد تحقق پيدا كرد، آن وقت افراد اگر عمل كنند، راه صحيح واقعيت را پيدا مى‏كنند و رژيم هم اگر چنانچه اسلامى باشد و عمل، عمل اسلام باشد و همه نظام، نظام اسلامى باشد، يك نظام عادلانه ‏اى كه به هيچيك از افراد تعدى نشود، در هر اداره ‏اى برويد آنجا اسلام را ببينيد، در هر بنگاهى برويد آنجا هم ببينيد اسلام هست، اينكه حكومت مى‏ كند اسلام حكومت بكند؛ غير اسلام در كار نباشد. ما تا حالا نرسيديم به اين، ما رأى داديم به اينكه جمهورى اسلامى [باشد]. حالا هم رژيم ما جمهورى اسلامى است. اما اين طور نيست كه تا ما رأى داديم جمهوری اسلامى شده باشد. فقط نظام الآن نظام جمهورى اسلامى [است‏]، و دنيا هم شناخته است ايران را به اينكه اينجا رژيمش جمهورى اسلامى است؛ اما اسلام كه اين را نمى‏ خواسته كه ما يك رأى بدهيم و بگوييم جمهورى اسلامى، اسلام مى‏ خواسته كه در رژيمش اين طور باشد كه هر جا پا بگذارى احكام اسلام باشد؛ غيرش نباشد. اگر ما با همه زحمتها، با همه خون دادن ها، به اينجا رسيديم كه جمهورى اسلامى و باز رهايش كنيم، تمام كارهايمان هدر رفته؛ يعنى طاغوت فرق نمى‏ كند كه محمد رضا باشد، يا من و شما، حيطه شعاع عمليات مختلف است؛ يك كسى طاغوت است در خانواده خودش، يك كسى طاغوت است در خودش و همسايه‏ هايش، يك كسى طاغوت است در محله‏ اش، يك كسى در شهر، يك كسى هم در يك استان؛ يك كسى هم در سطح كشور."

 باتوجه به سخنان حضرت امام به این نکته میرسیم که انسان در هر منصب و جایگاهی باشد،میتواند دچار کبر و غرور شود و اسلام و کشور را فاسد و تباه کند ولی اگر با استناد به سخنان اهل بیت و .... کشور اداره کند به جایگاه برتر میرسد که رضایت خدا و مردم را  در پی دارد.

ایشان در باب وظایف مردم و مسئولین نسبت به جمهوری اسلامی  میفرمایند:" بايد همه فكر اين معنا را بكنيم كه رژيممان را رژيم اسلامى بكنيم. رژيم اسلامى به اين است كه اين افرادى كه در كار هستند، اين افرادى كه در اين رژيم سر كار هستند، فرض كنيد كه مشغول به خدمتگزارى هستند- كارمندهاى دولتى همه ‏شان، هر كدام آنجا كه كار مى‏ كنند، كارشان كار اسلامى باشد. اين فكر نباشد كه حالا كه اين اداره آنجايش خراب است، خوب، بگذار اينجايش هم خراب باشد! حالا كه آن آدم آنجا خلاف مى‏كند، خوب، بگذار اينجا هم خلاف بكند، همه مكلّفيم؛ همه ما. اگر همه عالم خلاف بكنند، يك آدمى كه تربيت ‏شده تحت مكتب انبياست او خلاف نمى ‏كند. تمام عالم وقتى كه به هم بخورد و ظلم بشود، حضرت موسى خلاف نمى ‏كند. از اينكه حالا همه دارند مى‏ چاپند پس بايد من هم اين كار را بكنم، نه. در تربيت انبيا اين جور نيست. على بن ابي طالب- سلام اللَّه عليه- همه عالم اگر كافر هم مى‏ شدند به حال او فرقى نمى‏ كرد؛ جز غصه خوردن به اينكه چرا اينها دارند خلاف مى‏ كنند، و الّا مَشْىِ او هيچ تغييرى نمى‏ كرد؛ براى اينكه روح، روح الهی بود.

همه ما الآن كه اسم جمهورى اسلامى روى خودمان گذاشتيم و رژيم سابق را فرستاديم- بحمد اللَّه- به خارج و دفنش كرديم، و ديگر هم زنده نخواهد شد ان شاء اللَّه، همه ما الآن مكلفيم كه اين رژيمى كه ادعا داريم كه تحقق پيدا كرده، واقعيتش تحقق پيدا كند؛ از حدّ لفظ به حدّ معنا بيايد؛ از حدّ رأى به حدّ خارج بيايد. شما كه مأمورين يك وزارتخانه هستيد يك طور بايد عمل بكنيد، آنها هم كه در وزارتخانه ديگرند يك طور؛ همه بايد مأمورين اسلامى باشيد. هر فرد بايد خودش را موظف بداند به اينكه اين كارى كه الآن اين كار جزئى كه پشت ميز نشسته به او محوّل است، اين كارى كه به او محوّل است، روى عدالت عمل بكند؛ منتظر نشود كه وزير، عادل بشود. وزير، عادل بشود يا عادل نباشد، شما بايد عادل باشيد. نخست وزير عادل باشد يا نه، براى خودش ضرر دارد و نفع دارد"

ایشان خطاب به دولتها فرموده اند:".دولتها خدمتگزار مردم هستند، نه فرمانفرما. اين رژيم طاغوتى است كه مثلًا يك نخست وزيرش، يك رئيس جمهورش، فرمانفرمايى بخواهد بكند، طاغوت همين است. بله، آن مقدارى كه وظيفه هست كه امر و نهى بكند، وظيفه است مى‏ كند. اما بخواهد زايد بر آن مقدار وظيفه فرمانفرمايى بكند، حالا كه رسيده به اينجا سوء استفاده بكند، اين همان رژيم طاغوتى است."

 و شما آقايان ان شاء اللَّه من اميدوارم خودتان، رفقايتان، ديگران، سفارش كنيد همه كه ما الآن در يك نظامى واقع شده ‏ايم كه ما مى ‏گوييم ما اسلامى هستيم. شما يك گروه اسلامى هستيد الآن. يك گروه اسلامى اگر همان ادعا باشد، خوب، همه عالم مى‏ توانند ادعا كنند. مگر محمد رضا نمى‏ گفت من مسلمانم، قرآن هم طبع مى‏ كرد، خدمت حضرت رضا هم مى‏ رفت و مى‏ ايستاد و برايش زيارتنامه هم مى‏ خواندند و نماز هم مى ‏خواند و همه اين كارها را مى‏ كرد؛ اما نبود اين طور. ما اگر بخواهيم رژيممان رژيم اسلامى باشد و اين ادعايى كه مى‏ كنيم كه ما مُسْلِم هستيم و ما طرفدار اسلام هستيم و طرفدار رژيم اسلامى هستيم، بايد اين قدم را هم برداريم كه مهمّش اين قدم است كه محتواى يك مملكتى اسلامى باشد. هر جايش برويم در مملكت اسلامى رفتيم، نه اينكه وقتى رفتيم بازار، ببينيم بازار همان بازار و همان رباخورى و همان اجحاف و همان گرانفروشى بيجا و همانها، و بعد هم فرياد مى‏ كند كه اسلام! بعد هم چراغانى مى ‏كنند! خيال مى‏ كنند با اين مى‏ شود امام زمان را بازى داد! نمى ‏شود. تا يك نورى در قلب ما پيدا نشود فايده ندارد.

كشور مترقى اين است كه افرادش مترقى باشند. فرد مترقى آن است كه وظيفه ‏شناس باشد، وظايف اداريش، وظايف الهيش. اگر انسان وظيفه‏ شناس شد، يك انسان مترقى است؛ يك انسان عادل است. يك مملكتى اگر ان شاء اللَّه موفق بشويم، موفق بشويد، به اينكه [در] اين مملكت همه وظيفه ‏شناس بشوند و جمهورى اسلامى بشود، جمهورى اسلامى اين است كه اداره ماليه ‏اش هم اسلامى باشد؛ اداره عدليه ‏اش هم اسلامى باشد. تحول بايد پيدا بشود. تحول در نظام و تحول در افراد كه اين نظام را مى ‏خواهند پيش ببرند. به مجرد اينكه تحول در نظام هم باشد و تحول در افراد نباشد، فايده ندارد. براى اينكه وقتى تحول در افراد نباشد، اگر حالا هم يك كسى يك تحولى در نظام درست كند، فردا همين افرادند كه اين نظام را مى ‏خواهند پيش ببرند؛ همين افراد نظام را مُعْوَج مى‏ كنند.

همه آقايان بناى بر اين بگذارند كه كارهايشان را روى وظيفه ‏شان عمل بكنند. خودشان را ببينند در يك جمهورى اسلامى؛ ببينند در يك مملكتى هستند كه رأس اين مملكت امام زمان- سلام اللَّه عليه- مراقبشان هست؛ مأمورهاى مخفى دارد؛ ملائكة اللَّه مأمورند، خودش را تحت مراقبت ببيند، بگويد كه ما يك مملكتى الآن هستيم كه يك مراقبى داريم معصوم، و ما تحت مراقبت هستيم، اعمالمان بايد يك اعمالى باشد كه يك وقتى به عرض ايشان رسيد، راضى از ما باشد. در هر جا كه كار مى‏كنيد، شما براى مسلمانها مى ‏خواهيد خدمت بكنيد.

طبق فرمایشات حضرت امام همه نسبت به جمهوری اسلامی مسئولند،مخصوصاَ آنهایی که سمتی در کشور به عهده دارند که در رأس وظایف خود باید رضایت خدا و امام زمان را در نظر بگیرد و هرگز سوار مرکب غرور واستبداد نشوند تا بتوانند کشوری اسلامی ومطابق معیارهای اسلام و اهل بیت داشته باشند.