الف – حدیث فوق ضمن آن که بیانگر اهمیت هر دو مرحله حیات در دنیا و آخرت است، متذکر می‌گردد که انسان عاقل برای به هر دو توجه ویژه‌ای دارد؛ تا آنجا که برای دنیایش به گونه‌ای فکر، اندیشه و عمل می‌کند که گویا همیشه در این دنیا خواهد بود. لذا: سریع تسلیم خواسته‌های سطحی و زودگذری که او به را ورطه سقوط می‌کشاند نمی‌گردد – کوتاه بینی نمی‌کند – حرص نمی‌زند – برای یک لذت زودگذر به جسم و روان خود صدمه نمی‌زند – همه‌ی اندوخته خود را برای یک طمع خام به هدر نمی‌دهد – اسراف نمی‌کند – آینده‌نگر است – اهل قناعت است، به فکر روزهای سخت آتی و ضعف در قوا و کاهش احتمالی امکانات است - سعی می‌کند با رشد علمی در شناخت پدیده‌ها [در کشاورزی، صنایع متفاوت، پزشکی و بهداشت و ...] شرایط و ضروریات رفاه توأم با رشد خود را فراهم کند، در تعاملات و تعاون اجتماعی پیشرفته، قانون‌گرا و منضبط باشد ... و خلاصه می‌فهمد که «الدنیا مزرعة الاخرة» این دنیا مزرعه آخرت است و هر چه اینجا کشت، آنجا درو می‌کند و می‌فهمد که «لا معاشَ لَه، لا مَعادَ لَه»، کسی که در دنیا زندگی درست و سالمی نداشته باشد، معاد (بازگشت) درست و سالم و زندگی راحت و با سعادتی در آخرت نیز نخواهد داشت.

ب – اما این نگاه به دنیا و زندگی دنیوی، او را دنیاگرا و سخیف نمی‌کند، چرا که نگاهش به آخرت نیز به گونه‌ایست که گویا همین فردا می‌میرد و از این عالم به عوالم دیگر منتقل می‌گردد.

این نگاه و باور سبب می‌گردد که اولاً او موحد شود و مراقب باشد که به انواع شرک آشکار و خفی دچار نگردد و دنیا و مظاهر فانی‌اش برای او بت و إله نگردند و ثانیاً دنیا را با تمامی مظاهر و ضروریاتش، یک سفر ببیند. سفری که باید آن را به سلامت طی کند تا سالم و برخوردار از مایحتاج لازم، به عوالم دیگر [برزخ و قیامت] وارد شود.

کسی که برای آخرت چنان زندگی می‌کند که گویا همین فردا می‌میرد، قبل از آن که مرگش فرا برسد، خود را از تعلقات دنیوی خلاص می‌کند. چنان چه فرمود: «موتوا قبل ان تموتوا»، یعنی: «بمیرانید خود را، قبل از آن که بمیرانند شما را». یعنی قبل از آن که کلیه تعلقات شما را قطع کنند، خودتان این تعلقات را قطع کنید و به جز الله متعلق و بنده‌ی دیگری نگردید. چنین مرمنی ممکن است همه چیز داشته باشد، اما به هیچ یک به عنوان «هدف» نگاه نمی‌کند و هر چیزی را وسیله‌ای می‌بیند که اگر درست استفاده کند، سبب کمالش می‌گردد و اگر درست و در راه رسیدن به هدف نهایی استفاده نکند، موجب سقوط و هبوطش خواهد شد.

کسی که گمان کند شاید همین فردا بمیرد، خود را آماده‌ی ملاقات معشوق می‌کند، بار خود را در این دنیا متناسب با سفری طولانی در برزخ و حیاتی ابدی در آخرت می‌بندد. لذا به جای آن که «خسر الدنیا و الاخرة» گردد، از بهترین‌های دنیا و بهترین‌های آخرت بهره مند می‌شود. مؤمن کامل کسی است که هم برای دنیایش نیکویی و بهترین‌ها را بخواهد و هم برای آخرتش:

«وِ مِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ » (البقره، 201)

ترجمه: و برخى از آنان مى‏گويند پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار.