آیا واقعا مسلمانان دچار بیداری اسلامی شده اند؟
شاید بعد از وقایعی که در سوریه رخ داد )و عدم حمایت ایران از این تحولات( و همچنین دیگر خیزش هایی که درکشورهای عربی چون تونس، مصر و لیبی صورت گرفت )و در طرف مقابل در کشورهایی که انقلاب شده(، شاهد حمایت بخش قابل توجهی از توده های مردمی و دولت های برآمده از آنها از این تحرکات ضد سوری شدیم. بسیاری با خود گفتند که آیا واقعاً بیداری اسلامی در این کشورها رخ داده است؟ و سوالاتی چند از این قبیل که چرا کشور مصر و ایالات متحده و اسراییل و ترکیه لاییک کمر به نابودی خط مقاومت از ایران تا سوریه و لبنان بسته اند؟ و به راستی چرا این گونه علیه ایران و شیعیان موضع گرفتند؟
اگر بخواهیم یک پاسخ اجمالی بدهیم باید بگوییم که:
بیداری اسلامی یک جریان مداوم و تدریجی است و با وقایع و حوادث مقطعی که گاه رخ می دهند، یکی نیست و در حقیقت علائم بالینی این جریان در امت اسلامی می باشد.
- ابتدا نیاز است تا وضعیت مطلوب و آرمانی اسلام را مرور کنیم:
وضعیت مطلوب حاصل رسالت انبیاء و مجاهدات اولیای الهی است که در قالب جهان بینی توحیدی بیان شده و نفی بندگی غیر خدا را می طلبد و دین را به عنوان برنامه جامع زندگی(دنیوی و اخروی) که از سوی خداوند متعال بر بهترین بندگانش ابلاغ شده ارائه می نماید و عدل را که اساس حکومت و گرایش به حرکت از وضع موجود به سمت مدینه فاضله است برقرار می نماید.
حال اگر بخواهیم بیداری اسلامی را آگاه شدن از وضعیت موجود مسلمانان و جامعه اسلامی (که حاصل چند سده خواب غفلت جوامع اسلامی ناشی از استعمار خارجی، استبداد داخلی و از همه مهمتر جهل عموم امت و خیانت آگاهان جامعه بوده که موجب دوری این امت از تعالیم اسلامی شده است؛) در مقابل وضعیت مطلوب بدانیم، دیگر از خود نمی پرسیم که آیا بیداری اسلامی واقعیت خارجی دارد یا خیر.
این سیر از ایجاد بینش لازم تا گرایش برای تعالی یک سیر یک شبه و چند ساله نیست بلکه یک تحول جمعی است که نیاز به مجاهدات و ایثار فراوان آگاهان متعهد جامعه دارد که همچون فرمایش امیرالمؤمنین باید شمشیرهایشان را بر بصیرتشان حمل کنند.
از زمان جنبش تحریم تنباکو (که در واقع سرآغاز یک به خودآیی در برابر استعمار و استبداد و در واقع نفی بندگی طاغوت در ملت ایران بود) تا شکل گیری انقلاب مشروطه و شکست آن (که به روی کار آمدن عنصری چون رضاخان که نتیجه طبیعی حرکت شبه روشنفکران غرب زده و بی هویت ایرانی در رسیدن به آرمان شهر موهومی حکومت بر مبنای قوانین عرفی(سکولار) و جامعه موهوم مدنی بود) همین به اصطلاح روشنفکرانی که تا دیروز برای واژه هایی چون آزادی گریبان چاک می کردند، ثنای گوی به قول خودشان دیکتاتوری مدرن توسعه گرا و در عین حال پادگانی یک قلدر بی سواد شدند (که نتیجه ضرباتش تا به امروز بر پیکر این ملت باقیمانده است).
بنابراین دیگر نیازی به آزادی نبود، چون عامه ملت صلاح کار خود را نمی دانست و فارغ التحصیلان مدارس سیاسی و آلیانس بودند که باید برای این ملت تصمیم می گرفتند و نقش قیم را برای این ملت بازی می کردند و آنها تصمیم گرفتند یک قلدر چکمه پوش را به عنوان پدری دلسوز به این ملت قالب کنند و در نهایت آزادی چونان دستمالی که تاریخ مصرفش تمام شده به دور انداخته شد تا ابر قدرتهای فاتح، خواب های تازه شان را برای ایران و منطقه محقق کنند.
جنبش ملی کردن صنعت نفت هم (که حاصل سالها چپاول دارایی های این ملت بود) با تلاش آگاهان وطن دوست و علما، رهبری شد و به پیروزی اولیه رسید اما در نهایت با کج اندیشی همین به اصطلاح ملیون شبه روشنفکر در نهایت با پتک استعمار (که از آستین ارتش وابسته بیرون آمد) در هم شکست و گاه عقب گردهای بسیار زیادی (در مسیر حرکت ملت ایران تا رسیدن به انقلاب اسلامی و حتی پس از آن داشته و (در ماجراهای دولت موقت، کودتای پایگاه هوایی شهید نوژه، تسخیر لانه جاسوسی، حمله به طبس، منافقین، بنی صدر ،جنگ و ... همواره در کوران حوادث و فتنه ها) قرار داشته تا به اینجا رسیده و شاید مهمترین علت پیروزی ها رهبری حکیمانه علمای مجاهد و مخلص شیعه از زمان جنبش تنباکو تاکنون است.
حال چگونه است که ما خود را فراموش کرده ایم. در برهه ای از انقلاب ما، بنی صدرها در مصدر امور قرار گرفتند و انتظار داریم در کشورهای عربی مخاطب این بیداری چنین فتنه هایی پیش نیاید حال آن که آنان از نعمت رهبری چون وجود مقدس امام(رضوان الله تعالی علیه) بی بهره اند و حتی سیر تحولات تاریخی آنها با ما بسیار متفاوت است. در بسیاری از این کشورها جای خالی بیش از یک قرن تجربیات ما در عرصه استقلال خواهی و آزادی خواهی احساس می شود. به هر روی هرگاه مردمی دور کلمه حق با یکدیگر وحدت کنند و جمع شوند و بر آن استمرار داشته باشند و در حق خواهی خود مقاومت کنند خداوند نیز در این مسیر آنها را یاری خواهد کرد.
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُو آمَنّا
وَ هُمْ لَايُفْتَنُونَ (سوره عنکبوت آیه 2)
آیا مردم پنداشته اند که چون بگویند: ایمان آوردیم، رهایشان می کنند،
و دیگر آزمایش نمی شوند؟