آیا اهل بیت علیهمالسلام نیز از همان اول محرم عزاداری میکردند؟
«ثمَّ قَالَ یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِی كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیةِ فِیمَا مَضَى یحَرِّمُونَ فِیهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِیهَا «صلی الله علیه و آله و سلّم» لَقَدْ قَتَلُوا فِی هَذَا مُحَرّم الشَّهْرِ ذُرِّیتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَدا.»
سپس فرمود: اى پسر شبیب! به راستى محرّم همان ماهى است كه اهل جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را به خاطر احترامش در آن حرام مى دانستند؛ امّا این امّت نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت پیغمبرشان صلّیالله علیه و آله و سلّم را. در این ماه ذریهی او را كشتند و زنانش را اسیر كردند و اموالش را غارت كردند خدا هرگز این گناه آنها را نیامرزد.
ملاحظه: دقت شود که در همین جملهی کوتاه، ضمن آن که بغض و عداوت دشمنانی که ادعای مسلمانی داشتند را، آن هم تا آن حدی که حتی رسوم جاهلیت را زیر پا بگذارند، بیان میدارند، ذکر مصیبت نیز نمودند و به عقوبت آنها نیز تصریح داشتند تا بعدها کسی نگوید: خدا ارحم الراحمین است، شاید یزید و شمر و خولی را نیز بیامرزد. و سپس روضهخوانی خود در اول ماه محرم را چنین ادامه دادند:
«یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیءٍ فَابْكِ لِلْحُسَینِ بْنِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا یذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ ثَمَانِیةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ یقُومَ الْقَائِمُ فَیكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ یا لَثَارَاتِ الْحُسَین یا ابْنَ شَبِیبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ «علیهم السلام» أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَینُ جَدِّی علیه السلام مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَكَیتَ عَلَى الْحُسَینِ علیه السلام حَتَّى تَصِیرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّیكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً كَانَ أَوْ كَبِیراً قَلِیلًا كَانَ أَوْ كَثِیرا»
... اى پسر شبیب! اگر براى چیزى گریان شدی، براى حسین علیهالسّلام
گریه كن كه او را سر بریدند همانگونه که گوسفند را سر میبرند و هجده
كس از خاندانش علیهمالسّلام با او كشته شدند كه روى زمین مانندى
نداشتند؛ آسمانهاى هفتگانه و زمینها براى كشتهشدن او گریستند و
چهار هزار فرشته براى یاری اش به زمین آمدند و دیدند که ایشان كشته
شدهاند. پس بر سر قبرش ژولیده و خاكآلود میباشند تا قائم
علیهالسّلام قیام كنند و یاری اش كنند و شعار آنها «یا لثارات
الحسین علیهالسّلام» (ای خونخواهان حسین علیهالسّلام) است.
اى پسر شبیب! پدرم از پدرش از جدّش علیهمالسّلام برایم باز گفت كه:
چون جدّم حسین علیهالسّلام كشته شد، آسمان خون و خاك سرخ بارید. اى
پسر شبیب! اگر بر حسین علیهالسّلام گریه كنى تا اشکهایت بر گونه
هایت روان شود، خداوند هر گناهى که كردى از کوچک و بزرگ و كم و زیاد می
آمرزد.
ملاحظه: در این فراز با بیان مصیبت بریدن سر امام (ع) و کشتن هجده تن از خاندان ایشان، به اهمیت گریه بر مصیبتها امام حسین (ع) و صواب و ثواب آن اشاره کردند و تصریح نمودند که ملائک در زمین و آسمان نیز بر این مصیبت گریستند. اما تأکید نمودند که این گریه، از نوع گریهی محزونِ ناامید نیست، بلکه گریهای بیدار کننده، جهت دهنده و امیدوار کننده به ظهور قآئم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد.
سپس بر اهمیت، مقام و منزلت و آثار چنین ذکر مصیب و گریهای اشاره نموده و فرمودند:
«یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَیكَ فَزُرِ الْحُسَینَ ع یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیةَ فِی الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِی وَ آلِهِ ص فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَینِ یا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَینِ ع فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ یا لَیتَنِی كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»
... اى پسر شبیب! اگر شاد میشوی که خدا را ملاقات کنی در حالی که گناهى نداری، حسین علیهالسّلام را زیارت كن. اى پسر شبیب! اگر شاد میشوی که در غرفه هاى ساختهشده در بهشت با پیغمبر و آلش علیهم السّلام ساكن شوى، بر قاتلان حسین علیهالسّلام لعنت بفرست. اى پسر شبیب! اگر شاد میشوی که ثوابی مانند ثواب کسانی که با حسین علیهالسّلام شهید شدند برای تو باشد، هر وقت به یادش افتادى بگو: «یا لَیتَنِی كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»: «ای كاش با آنها بودم تا به فوز عظیمى مى رسیدم».
ملاحظه: و سپس به نکتهای بس مهم تصریح نمودند؛ مبنی بر این که هر کسی با محبوبش محشور میگردد، اگر چه محبوب او یک قطعه سنگ باشد. پس کسی که قصد دارد با اهل بیت علیهمالسلام محشور گردد، محبت آنان را در دل دارد و به شادی آنها شاد و به غم آنها مغموم میگردد:
«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة»
... اى ابن شبيب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگين و در خوشحالى ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولايت ما، زيرا اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن سنگ محشور خواهد كرد.