من خدایی دارم،
که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من

ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند،
او مرا می خواهد
او همه درد مرا می داند
یاد او ذکر من است،
در غم و در شادی

چون به غم می نگرم،
آنزمان رقص کنان می خندم

که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است...