نسبت شناسی بهائیت و استبداد (2)
4ـ شیلی
همزمان با روی کار آمدن آلنده به عنوان رئیس جمهور مردمی در سال ۱۹۷۰ میلادی در کشور شیلی و تشکیل ائتلاف ضد امریکایی در این کشور، امپرالیسم جهانی، دیکتاتوری به نام ژنرال پینوشه را بر سر کار آورد و تا سال ۱۹۹۰ وی را بر مردم تحمیل کرد. پینوشه خفقان را در جامعه بهوجود آورد و مخالفان خود را از میان میبرد. در این شرایط و به دلیل آموزههایی چون« عدم دخالت در سیاست » و « اطاعت از حکومت » در فرقه بهائیت، این جریان مورد توجه پینوشه قرار گرفت و نمایندگان جامعه بهایی با وی دیدار کردند. نتیجه این دیدار این بود که بهائیان باوجود فضای خفقانزای آن روزگار در شیلی، اجازه فعالیت و تبلیغ یافتند [18].
5ـ آرژانتین
این کشور مورد توجه جدی صهیونیستها و بهائیان در دوران معاصر بوده و جمعیت صهیونیستهای آن بهخصوص در پایتخت در سالهای اخیر فزونی یافته است. آرژانتین همانند برخی دیگر از کشورهای امریکای لاتین شاهد کودتاهای بسیاری در طول تاریخ معاصر خود بوده است. بهائیان در دوران یکی از این کودتاگران به نام « لانوسه » هیأتی را به این کشور اعزام میکنند و با آب و تاب فراوان از اصول بهایی خود هم چون « وفاداری نسبت به حکومت » دم زده و حکومت استبدادی این کشور را نسبت به اندیشههای مذهبی خود مشتاق میکنند. [19]

6ـ اتیوپی
پس از سقوط رژیم « هایله سلاسی » با تمایلات امریکایی در سال ۱۹۷۴ میلادی و رویکار آمدن رژیم « هایله ماریام » با تمایلات کمونیستی، همچنان روابط اتیوپی و اسرائیل حفظ شد. و این استحکام در روابط به بهائیان که پیوند جدی با اندیشههای صهیونیستی داشتند، مجال داد تا حتی در دوران جنگ داخلی در این کشور آزادانه تبلیغ کنند و از سوی حکومت ضمانتهای امنیتی دریافت کنند. [20]
7ـ اوگاندا
اوگاندا از جمله مستعمرات انگلستان بود که در سال ۱۹۶۲ میلادی استقلال یافته است. اسلامگرایی در این کشور، موجب تقویت مسیونهای مسیحی از سوی انگلیس در این کشور شده است، « اسلام منهای حکومت » اندیشه استعماری بوده که بر مردم مسلمان این کشور تلقین شده است. اسرائیل نیز با حمایتهای بیحد و حصر انگلستان در اوگاندا فعالیت فراوانی انجام داده و حتی در مقطعی رژیم صهیونیستی برای این کشور دیکتاتور پرورش داده است. بهائیان نیز به واسطه حضور پررنگ صهیونیستها در این کشور به تبلیغ اندیشههای منحرفانه خود از دیر باز مشغول بودهاند. تأسیس ساختمان ویژه بهائیان در کامپالا نقطه عطفی در فعالیتهای تبلیغی بهائیان است. از این حیث میتوان اوگاندا را مرکز بهائیان در آفریقا قلمداد کرد. بهائیان در اوگاندا از حمایتهای سیاسی، مالی، رسانهای و… حکومت اوگاندا برخوردارند. [21]
8 ـ فیلیپین
این کشور در سال ۱۹۴۶ میلادی از زیر یوق استعمار امریکا خارج و به استقلال دست یافت. قبل از استقلال این کشور و پس از استقلال ـ به دلیل وجود عوامل غربگرا ـ برخی اقدامات اسلام ستیزانه در کشور از جمله تفوق تعداد کلیساها بر مساجد به وقوع پیوست. همزمان با شکلگیری موج پایداری و بیداری اسلامی در این کشور، بهائیان نیز وارد این کشور شدند و با حمایتهای حکومتی سعی در آرام نگهداشتن امواج خروشان ضداستبکاری ضد استبدادی مردم مسلمان کردند. حتی به هیأتهای تبلیغی بهائیان اجازه ورود به زندانهای این کشور و ارشاد معترضان داده شد. [22]
9ـ امریکا
مقرّ سازماندهی تشکیلاتی بهائیان در امریکا قرار دارد و دومین مکان مقدس آنان پس از اسرائیل در شهر شیکاگو است. در میان شهرهای مختلف امریکا، شیکاگو به عنوان مرکز بزرگ فراماسونری امریکا شهرت دارد [23]. سران بهائیت با محافل شبه ماسونی تعاملات ویژهای را برقرار نمودهاند. یکی از اقدامات زیر بنایی امریکا در ایران و در زمان عصر پهلوی، راهاندازی باشگاه یا کلوپ روتاری بود. این کار توسط سازمان جاسوسی امریکا (سیا) و با مشارکت جدی بهائیان پس از انجام کودتای امریکایی ـ انگلیسی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ رخ داد. اولین روتاری در تهران بنا شد و پس از آن و تا سال ۱۳۳۸ در سایر شهرهای ایران هم چون تبریز، آبادان، کرج، شیراز و اصفهان گسترش یافت. روتاریها، شعارهای فریبندهای چون تلاش در راه ایجاد دوستی، تعمیم موازین اخلاق، توسعه مودت و صلح در عرصه جهانی و… داشتند و با وجود آن که ادعا میکردند سیاسی نیستند اما رویکردهای سیاسی را اتخاذ و با دین اسلام مقابله میکردند، طرح ایجاد مدارس مختلط پسرانه و دخترانه، اشاعه فساد و فحشاء، راهاندازی کلوپ جوانان، تأسیس انجمن دوشیزگان و بانوان و… نتیجه فعالیت روتاریها در ایران بود. [24]

از جمله نکات قابل ذکر در ارتباط امریکا با بهائیان تأسیس شرکت بهایی امنا در
سال ۱۳۲۹ میلادی در این کشور است. وظیفه اصلی این شرکت انجام امور موقوفات
و هدایا، ضبط ما ترک بهائیان بدون اولاد و… میباشد. بهائیان در امریکا در
کاخ سفید هم نفوذ کرده و حتی به مقام مشاور رئیس جمهوری در دوره بیل
کلینتون نیز رسیدهاند. همچنین رؤسای جمهور این کشور ( لیندون ، جانسون و رونالد ریگان ) از بهائیت به صراحت حمایت کردهاند.
در شرایطی که کاپیتالیسم امریکا
دست به غضب اراضی و نابود ساختن فرهنگ و تمدن ساکنان بومی کشورهای سرخ
پوستان ، انتقال اجباری سیاه پوستان و استثمار تبعیض آلود آنها در آمریکا
و… میزد از رهبران و هیأتهای بهایی مدام جهت سفر به امریکا دعوت به عمل
آورده میشد. تا دم از صلح جهانی، مودت و سازش بزنند. یکی از قدیمیترین
مجاری پیوند بهائیان با امریکا، روابط رهبران این فرقه با مسیونهای تبشیری
( مبلغان مسیحی ) امریکایی و مؤسسات وابسته به آنها در ایران و جهان بوده
است. بهائیت و مسیحیت هر دو با اسلام در تضاد هستند. بهائیت اسلام را
دیانتی منسوخ و جزء ادیان عتیقه میشمارد و مسیحیت (تبشیری) نیز جنبه
وحیانی و آسمانی اسلام را منکر میشود.
با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، و از دست رفتن پایگاه ایران برای
بهائیان، آنها دست به دامان امریکا بردند، در این مقطع امریکائیان ترجیح
دادند پایگاه اصلی بهائیان ایالات متحده نباشد و فعالیتها در یک کشور
بیطرف صورت گیرد، علت این امر آن بود که امریکاییها نمیخواستند
فعالیتهای بهائیان منتسب به سیا شود. اما به مرور این رویکرد تغییر کرد و
جانبداری رسمی امریکا از بهائیان علنی شد. [25] نمونه این جانب داری را
میتوان در سال ۱۳۶۲ شمسی و بازداشت چندین بهایی در ایران به جرم جاسوسی
برای بیگانگان و موضعگیری رئیس جمهوری امریکا ـ ریگان ـ عنوان نمود. امام
خمینی (ره) این جانبداری را دلیلی بر وابستگی سیاسی بهائیان به
امپریالیسم امریکا عنوان کردند. [26] پس از این واقعه، خاک امریکا پناهگاه و
مأمن آشکار بهائیان شد. در سال ۱۳۸۵ شمسی برخی نمایندگان کنگره امریکا
قطعنامهای را درباره وضعیت بهائیت در ایران به کنگره ارائه کردند و سرکوب
بهائیان در ایران را محکوم کردند.
نتیجه گیری
تاریخ گواه آن است که بهاییان کمتر به مکان
واحدی احساس تعلق نموده اند؛ پیروان این فرقه هر کجا که آنها را مورد
حمایت قرار دهد اتراق و بدان جا دل خوش کرده اند، لذا مفهومی مثل وطن دوستی به ویژه در مورد کشور ایران
برای آنها خالی از هرگونه اعتباری است، به همین دلیل به سادگی به آرمان
های ملی خود پشت می کنند، میراث های فرهنگی مولد خود را تقدیم بیگانگان می
کنند، ثروت های رو زمینی و زیر زمینی آب و خاک اصلی خود را مورد معامله با
اغیار قرار می دهند و…
بهائیت برای ملل جهان هیچگونه حقی قائل نیست و تنها حاکمان را منشأ قدرت و گاهی سزاوار ستایش میداند. بهائیان از اصول اولیه دموکراسی و حقوق بشر دور و بیزارند و اساساً اصل عدم مداخله در امور سیاسی
از جمله اصول مسلم این فرقه ضاله تلقی میشود. سوای از جنبه عقب مانده و
غیر دموکراتیک و اجتماعی آموزههای بهائیت این سؤال پیش میآید که آیا این
اصل، دخالت در سیاست آن هم به نفع یک سیاست خاص نیست؟ یکی از اصول عقاید
بهائیان که دارای ظاهری مترقی است مسئله « صلح عمومی
» است، در این جا تذکر این نکته لازم است که در مورد اقتباس عقایدی که
دارای جنبههای مترقی است، بهائیان فقط به ظواهر امر توجه نمودهاند و از
لحاظ عمقی و منطقی هیچگونه ارزشی برای اعتقادات آنها نمیتوان قائل شد.
پی نوشت ها:
[۱6] ر.ک گسترش اسلام در غرب افریقا، مروین هیسکت، ترجمه احمد نمایی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۶۹، ص ۴۰۱
[۱7] ر.ک تاریخ معاصر الجزایر، روبر آزرون، ترجمه منوچهر بیات مختاری، نثر دانشگاه فردوسی، مشهد، ۱۳۶۵، صص ۸۵ و ۸۴
[۱۸] ر.ک شیلی، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۷، ص ۵۷
[۱۹] ر.ک آرژانتین، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴، ص ۵۲
[۲۰] ر.ک اتیوپی، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، ۱۳۸۱، صص ۱۱ و ۱۰
[۲۱] ر.ک اوگاندا، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، ۱۳۷۴، صص ۹ و ۱۰
[۲۲] ر.ک فیلیپین، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، ، ۱۳۸۲، ص ۱۹
[۲۳] ر.ک فراموش خانه و فراماسونری در ایران، اسماعیل رائین، ج۳، ص ۴۶۸
[۲۴] منبع پیشین، ص ۵۱۰
[۲۵] ر.ک اسناد لانه جاسوسی امریکا، ش ۳۷، مسلکهای سیاسی استعمار، نشر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، ص ۱۲
[۲۶] صحیفه نور، امام خمینی (ره)، موسسه اسماعیلیان ، قم ،۱۳۷۵، ج ۱۷، ص 266