روزگار زنان بر وفق مراد شد
آموزش زنان در نظام جمهوری اسلامی
جوامع مختلف برای حركت در جاده پیشرفت، به تسلیح خود در زمینههای علمی نیاز دارند و در این زمینه باید تمام افراد جامعه، اعم از زن و مرد و در مقاطع سنی مختلف، در جایگاه ویژه جدول آموزشی قرار گیرند.
در زمینه آموزش، باید گفت وضعیت زنان در جمهوری اسلامی به گونهای رضایتبخش بهبود یافته است. محرومیت زنان در امر آموزش پیشینهای دیرباز دارد اما با تلاشهای صورتگرفته در سالهای اخیر، امكانات لازم برای تسهیل سوادآموزی زنان و دختران فراهم آمده است.
براساس آمار رسمی كشور كه از سوی مركز آمار ایران در سال 1370 منتشر شد، در این سال از پنجاهوششمیلیون نفر كل جمعیت كشور، حدود بیستوهشتمیلیون آن را زنان تشكیل میدادند.بهعبارتدیگر زنان نیمی از جمعیت كشور را به خود اختصاص داده بودند و با توجه به این مهم، گسترش آموزش در مقاطع مختلف تحصیلی و در میان بیسوادان، بهویژه گروه زنان، از اصول مهمی است كه باید همواره مورد توجه قرار گیرد.
براساس گزارش سازمان نهضت سوادآموزی، 8/56 درصد از جمعیت ده سال به بالای كشور در سال 1355 بیسواد بودند و اكثر این تعداد را زنان تشكیل میدادند اما این رقم در سال 1370 به كمتر از سیوهفتدرصد كاهش یافت. بهعبارتی در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بیش از نیمی از جمعیت ده سال به بالای كشور بیسواد بودند، اما بهرغم افزایش جمعیت، در سال 1374 نسبت بیسوادی به میزان یكونیمبرابر كاهش یافت.
در مجموع نسبت باسوادی زنان از سیوپنجونیم درصد در سال 1355 به بیش از شصتوهفت درصد در سال 1370 و هفتاد درصد در سال 1375 ارتقاء یافته است.
در سالهای اخیر شوق به تحصیل و میزان موفقیت در آزمونهای مختلف علمی در میان دختران افزایش قابلملاحظهای یافته است. در سال تحصیلی 74ــ1373 بیش از هفدهمیلیون نفر دختر و پسر دورههای مختلف اعم از كودكستان، ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشسراهای تربیت معلم را گذراندهاند و از این میان، بیش از هشتمیلیون نفر دانشآموزان و دانشجویان دختر هستند
تحصیل دختران در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و مراحل آموزش عالی نیز از مواردی است كه باید در بحث آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد. بررسیهای بهعملآمده از سوی برخی متخصصان امور اجتماعی، نشان میدهد در سالهای اخیر شوق به تحصیل و میزان موفقیت در آزمونهای مختلف علمی در میان دختران افزایش قابلملاحظهای یافته است. در سال تحصیلی 74ــ1373 بیش از هفدهمیلیون نفر دختر و پسر دورههای مختلف اعم از كودكستان، ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشسراهای تربیت معلم را گذراندهاند و از این میان، بیش از هشتمیلیون نفر دانشآموزان و دانشجویان دختر هستند.
بنابر آمار موجود، در سالهای تحصیلی 68ــ1367 تا 73ــ1372، بهطور متوسط سیدرصد دانشجویان دانشگاهها و مراكز آموزش عالی دولتی را دختران تشكیل دادهاند. در فاصله سالهای مذكور، تعداد فارغالتحصیلان نسبت به سالهای گذشته دركل 7/13 درصد افزایش داشته است.درصد باسوادی زنان با منافع اقتصادی ــ اجتماعی كشورها رابطه تنگاتنگ دارد.
یك ملت بیسواد كه قابلیتهای انسانی آن توسعه نیافته باشد، همیشه توسعهنیافته باقی خواهد ماند.

مشارکت اقتصادى زنان
در دوره سلطنت رضاشاه زنان نتوانستهاند در مشاغل عمومى جامعه حضور یابند و هرچند که بیسوادى عمومى زنان مانعى بزرگ در راه حضور آنان محسوب میشده است، با این حال حتى معدود زنان باسواد و تحصیلکرده جامعه نیز امکان حضور در مشاغل دولتى و عمومى جامعه را نیافتند.
در زمینه اشتغال زنان تا قبل از سال 1335 شمسى نمیتوان آمار دقیقى ارائه کرد، اما در این سال براساس نتایج اولین سرشمارى نفوس و مسکن مشخص شد که تنها 7/9 درصد از کل شاغلان کشور را زنان تشکیل میدادند اما طى سالهاى 45 و 55 شمار زنان شاغل افزایش یافت و از 7/9 به 26/13 درصد و سپس به 77/13 درصد در آخرین سالهاى رژیم پهلوى رسید.
بر اساس آمارهاى موجود، میزان رشد فعایت اقتصادى مردان طى سالهاى 1355 تا 1384 برابر 16/6 درصد و میزان رشد فعالیت زنان در این دوره برابر 62/44 درصد بوده است.
پایین بودن میزان مشارکت اقتصادى زنان و در نتیجه پایین بودن سطح درآمد آنان میزان آسیبپذیرى زنان را در مواجهه بارکود اقتصادى بیشتر خواهد کرد و علاوه بر این، این مساله باعث افزایش بار تکفل خانواده بردوش مرد خواهد بود.
نرخ اشتغال زنان طى سالهاى قبل و بعد از پیروزى انقلاب و به خصوص طى جنگ تحمیلى با نوسان زیادى روبهرو بوده است. با این حال میزان رشد نرخ شتغال مردان طى همین مدت (55تا 84) برابر 44% درصد و میزان رشد نرخ اشتغال زنان 31% درصد بوده است. همچنین میزان رشد نرخ بیکارى مردان در سالهاى پیش و پس از پیروزى انقلاب 40/4 درصد و رشد اشتغال مردان در بخش کشاورزى کاهش یافته و برابر 10/31 درصد بوده و لى نرخ رشد اشتغال زنان در بخش کشاورزى به بیش از 3/108 درصد رسیده است. اما در بخش صنعت نرخ اشتغال زنان در این مدت 07/49 درصد بوده که نشان دهنده خروج زنان از اشتغال در این بخش است.
به ازاى آن در بخش خدمات، حضور زنان بیشترین رشد را در بازار اشتغال شهرى داشته است. زنان به دلیل اشتغال در این بخش تا امروز در سطوح میانى بازار اشتغال، متوقف مانده اند و بازار کار نیز به شدت خواستار حفظ زنان در این موقعیت اقتصادى است. با این حال درصد اشتغال در بخش خدمات طى سالهاى 1355 تا 1384 به طور متوسط در میان مردان 11/5 درصد و براى زنان 18/46 درصد افزایش داشته است.
در زمینه اشتغال زنان تا قبل از سال 1335 شمسى نمیتوان آمار دقیقى ارائه کرد، اما در این سال براساس نتایج اولین سرشمارى نفوس و مسکن مشخص شد که تنها 7/9 درصد از کل شاغلان کشور را زنان تشکیل میدادند اما طى سالهاى 45 و 55 شمار زنان شاغل افزایش یافت و از 7/9 به 26/13 درصد و سپس به 77/13 درصد در آخرین سالهاى رژیم پهلوى رسید
منزلت زن بعد از انقلاب اسلامی
زنان نخستینبار نبود كه حضورشان را در صحنه های سیاسی و اجتماعی به منصه ظهور گذاشتند بلكه مشاركت فعالانه آنها در لحظات حساس و سرنوشتساز ملت و حماسههای ملی و مذهبی قابل تحسین بود. زنان در دوران انقلاب اسلامی نقشی ماندگار از خود به جای گذاشتند و به همگان اثبات كردند كه شخصیت زن در تبعیت از الگوهای غربی و مدگرایی نیست بلكه چیزی كه بر اعتبار و ارزش آنها میافزاید غیرت، فداكاری و آرمانهای دینی است. زنان در ایران با اولین جرقههای انقلاب اسلامی در عرصههای نبرد، مبارزه و فعالیتهای خود را شروع كردند و ارزشهای اسلامی و انقلابیشان را در جامعه به مرحله اجرا درآوردند. همچنین نسبت زنان در مشاغل حساس و تخصصی بعد از انقلاب اسلامی افزایش پیدا كرده و نسبت به مردان متخصص بیشتر شده است و زنان در حوزههای آموزش و پرورش فعالیت بیشتری پیدا كردهاند و درصد بهرهگیری آنها از فعالیتهای اقتصادی در جامعه بعد از انقلاب اسلامی به نقطهای مطلوب رسیده است. همچنین مهمترین و اصلیترین نكته حائز اهمیت این است كه زنان در پستهای مدیریتی و در ردههای بالا به عنوان نمایندگان مجلس و مشاورین مشغول فعالیت هستند و در پستهایی مانند شهردار، فرماندار، فعالیت سیاسی و اجتماعی نقش بسزایی ایفا میكنند و پیشرفت این مقولهها و نقاطقوت رشد زنان را در جامعه ایران بعد از انقلاب اسلامی نشان میدهند.
بیتردید سلامت هر جامعه در گرو سلامت خانوادههاست زیرا خانواده كانون پرورش نسل آینده محسوب میشود و زن در خانواده مركز اصلی عاطفه و محبت تلقی میشود. انقلاب اسلامی حیاتی دوباره به شخصیت زنان بخشید زیرا این زنان هستند كه از دامن پاك خود افرادی را تربیت كرده و به جامعه تحویل میدهند كه استقامت و ارزشهای والای انسانی ارتقا پیدا كند.